تبليغاتX
بی وفا

با تو عاشقم هميشه                       تويي برگ و تويي ريشه
کرده اي ساده ي عاشق                   تو تنم عشق تو ريشه
زندگي بي تو نميشه                   با مني تو تا هميشه


آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟
بي وفا، بي وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي
سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فرداي تو نيست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم
ديگر اكنون با جوانان نازكن با ما چرا ؟

وه كه با اين عمر هاي كوته بي اعتبار
اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پريشان مي كند
درشگفتم من نمي پاشد ز هم دنيا چرا ؟

شهريارا بي حبيب خود نمي كردي سفر
راه عشق است اين يكي بي مونس و تنها چرا ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 12:35  توسط ایمان | 

بعضی وقتا یه نگاه ساده
 میسازه از یک نفر عاشقی دل داده
شاعری آواره عاشقی بی چاره

بعد از اون تیکه نگاه
 انگار افتادم تو چاه
بی خود از خود شد و رفت
اون جوون سر به راه
نه میشه ازش نوشت
نه میشه ازش گذشت
نه میون جمع و نه توی خلوت دشت

از همون لحظه نگاه
دل من شدی رفیق نیمه راه
یادته قول داده بودی دیگه از من دور نشی
چشماتو وا کن دلم قول داده بودی کور نشی

دیگه لج بازی نکن دلکم
اینقده با این تن پیربازی نکن
انگار هیچی ندیدی بگذار و بگذر دل من
از ما گفتن یه روزی میمیری آخر دل من

نه تو اولین بودی نه آخرین تو عاشقی
می دونم حق هم داری مونده درونت عاشقی
توروجون هرکسی که دوست داری
دیگه دست بردار از این قصه عشق
توکجا وعشق کجا نداری طاقت عشق

با نگاهت ای دلم کاری دادی به دست ما
چشم من خوب می پیچونی این دل سرمست ما
به ارواح خاک این دلم قسم
بذار تا که بیکسم
نمیدم این دل مرده رو به چشم
تاکه زنده اش کنه وباز بگیره بونه ی عشق

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 18:51  توسط ایمان | 

ای آسمان ابر تو اشکش دیگه دریا نمیشه

ای آسمان بازی نکن آفتاب و مهتاب نمیاد

نه دیگه هیشکی غمش مثل غم ما نمیشه

دل من همچین گرفته که دیگه وا نمیشه

همه آدما غریبه اند اما نه شبیه ما

آخه قلب هیشکی اینجوری تنها نمیشه

ای آسمان ابر تو اشکش دیگه دریا نمیشه

نه دیگه هیشکی غمش مثل غم ما نمیشه

همه ابرها نم بارون می شینه رو چشمشون

اما بغض هیشکی اینجوری دریا نمیشه

همه میگن از غم عشق و فراق یارشون

اما هیشکی مثل ما عاشق و رسوا نمیشه

ای آسمان ابر تو اشکش دیگه دریا نمیشه

نه دیگه هیشکی غمش مثل غم ما نمیشه

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 15:33  توسط ایمان | 

همه دنیا واسه من خنجر کشیدند
دل من توو این روزا خیلی گرفته
باورم کن باورم کن باورم کن باورم کن
که بدون تو میمیرم
بی تو تنهام خیلی تنهام
خوب میدونی که تو غصه هام اسیرم

از یادم هرگز نرفتی اما از یاد تو رفتم
بی تو تنها توو خیابون زیر بارون می رفتم
دلمو شکستی اما نذاشتم توی غم بمیری
توی کویر خشک قلبم هنوزم عزیز ترینی
وقتی فهمیدی عزیزی منو تنها گذاشتی
تو همونی که می گفتی جز من هیچکس و نداشتی

بیا برگرد تا هنوزم توی قلبم خونه داری
یادته قول داده بودی که منو تنها نذاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 15:2  توسط ایمان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
این وبلاگ حکایت همه لحظه های دلتنگی بدون توست. تویی که با رفتنت همه لحظه های شیرین زندگیمو بهم مدیونی.
_________________________

عشق من، از من گذشتی، خوش گذر
بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زسر
دیشب از کف رفت،فردا را نگر
آخر این یکبار از من بشنو پند
بر من و بر روزگارم دل مبند
عاشقی را دیر فهمیدی، چه سود؟
عشق دیرین گسسته تار و پود
گرچه آب رفته بازآیدبه رود
ماهی بیچاره اما مرده بود
بعد از این هم آشیانت، هرکس است
باش با او، یاد تو ما را بس است
_________________________

از همه دوستای مهربونی که به کلبه غریبم میان و دقایقی با چشای قشنگشون مهمونه وبم میشنو با نظراتشون با غربت دل داغونم همراه می شن ممنونم.


نوشته هاي پيشين
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ويرايش قالب

ايمان