تبليغاتX
بی وفا

با تو عاشقم هميشه                       تويي برگ و تويي ريشه
کرده اي ساده ي عاشق                   تو تنم عشق تو ريشه
زندگي بي تو نميشه                   با مني تو تا هميشه
به تو میگم که نشو دیوونه ای دل
به تو میگم که نگیر بهونه ای دل
به تو میگم عاشقی ثمر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره
من دیگه بچه نمیشم آه
دیگه بازیچه نمیشم

عقلمو زیر پا گذاشتی رفتی
تو منو مبتلا گذاشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
منو جا گذاشتی رفتی
به خدا منو رسوا کردی ای دل
همه جا مشتمو وا کردی ای دل
فتنه برپا کردی ای دل
منو رسوا کردی ای دل
میدونم تو دیگه عاقل نمیشی
تو دیگه برای من دل نمیشی
من دیگه بچه نمیشم آه
دیگه بازیچه نمیشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 16:55  توسط ایمان | 
به مهر تو ای ماه زیبا قسم
به چهر تو ای مهر رخشان قسم

به آن چهره ی همچو صبح بهار
به آن زلف چون شام یلدا قسم

به آهی که از سینه ای سوخته
کشد شعله تا عرش اعلا قسم

به اشکی که از دیده ی عاشقی
به دامن چکد ژاله آسا قسم

به آن دردمندی که نومیدوار
فروبسته چشم از مداوا قسم

به آن خسته دل لاله ی داغدار
که بنشسته تنها به صحرا قسم

به آن ناله هایی که پر میکشد
به سوی خدا نیمه شبها قسم

به آن آتشین پرتو ایزدی
به ذات خداوند یکتا قسم

که عشقت ز دل رفتنی نیست.....نیست
به پروردگار توانا قسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 0:5  توسط ایمان | 
آدم ها به هم گل مي دهند چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است
كسيکه سعي کند صاحب گلي شود پژمردن زيباييش را نيز مي بيند اما اگر به همين بسنده کند که گلي را در دشت بنگرد همواره با او مي ماند.چون آن گل با شامگاه با غروب خورشيد با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق آميخته است.
جنگل اين را به من آموخت که تو هرگز مال من نمي شوي و براي همين تا هميشه تو را خواهم داشت.تو اميد روزهاي تنهايي من ، اضطراب لحظه هاي ترديد من و يقين لحظه هاي ايمان من بودي.
تو براي رهايي من از اسارت مخلوق خودم آمدي تا بگويي که آزادم. همواره به ياد دارم که عشق آزادي است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 21:26  توسط ایمان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
این وبلاگ حکایت همه لحظه های دلتنگی بدون توست. تویی که با رفتنت همه لحظه های شیرین زندگیمو بهم مدیونی.
_________________________

عشق من، از من گذشتی، خوش گذر
بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زسر
دیشب از کف رفت،فردا را نگر
آخر این یکبار از من بشنو پند
بر من و بر روزگارم دل مبند
عاشقی را دیر فهمیدی، چه سود؟
عشق دیرین گسسته تار و پود
گرچه آب رفته بازآیدبه رود
ماهی بیچاره اما مرده بود
بعد از این هم آشیانت، هرکس است
باش با او، یاد تو ما را بس است
_________________________

از همه دوستای مهربونی که به کلبه غریبم میان و دقایقی با چشای قشنگشون مهمونه وبم میشنو با نظراتشون با غربت دل داغونم همراه می شن ممنونم.


نوشته هاي پيشين
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ويرايش قالب

ايمان